تنظیم کردن؛ روشن کن؛ آن را رقم بزنید


فیونا آرت/پکسل

منبع: Fiona Art/Pexels

تاریخچه داروهای روانگردان عمیقاً با تاریخ بشریت در هم آمیخته است. فرهنگ‌های بومی اغلب مواد توهم‌زا را در آیین‌های معنوی مصرف می‌کردند تا پیوندهای عمیق‌تری با طبیعت و خدایان مختلف ایجاد کنند. آنها از آنها برای التیام زخم ها، آماده شدن برای نبردها و همچنین فقط برای تفریح ​​استفاده می کردند. اما امروزه، استفاده از روانگردان ها تغییر کرده است. اگرچه افراد بیشتری نسبت به قبل تحت تأثیر مواد شیمیایی هستند – چه از طریق داروها و چه از طریق فنجان های قهوه روزانه – روانگردان ها چندان مورد پذیرش قرار نگرفته اند. و به جای استفاده از آنها به نفع خود، عموماً با غیرقانونی کردن هر نوع تماسی: کشت، توزیع، تملک و حتی مصرف آنها را غیرقابل دسترس کرده ایم.

من معتقدم این یک اشتباه است. من معتقدم مواد روانگردان پتانسیلی برای کمک به افراد مبتلا به دردهای روانی و به دلایلی عمیقاً انسانی وجود دارد.

ببینید، انسان ها در دنیای حیوانات با یک مشکل منحصر به فرد مواجه هستند. به دلیل توانایی ما در زبان، ما در برابر مشکلات روانی آسیب پذیر هستیم، به گونه ای که گربه ها و سگ های ما آسیب پذیر نیستند. اگرچه ما بسیاری از فرآیندهای یادگیری را با حیوانات غیر انسانی که نیم میلیارد سال سن دارند به اشتراک می گذاریم، زبان انسان و شناخت بالاتر در جهان جدید است. شاید به اندازه چند صد هزار سال قدمت داشته باشد. و این زبان و شناخت بالاتر است که باعث بیشتر دردها و ناراحتی های روانی ما می شود.

زبان به ما این امکان را می دهد که نگران آینده باشیم، گذشته را نشخوار کنیم، خود را با سرزنش خود تنبیه کنیم و خیالات خودکشی را سرگرم کنیم. گربه ها و سگ ها هیچ کدام از این کارها را نمی توانند انجام دهند. به دلیل زبان و مبنای آن در فرآیندهای یادگیری رابطه‌ای، ما می‌توانیم هر تجربه‌ای را به هر فکری مرتبط کنیم (و بالعکس)، و اجازه می‌دهیم درد عملاً در هر زمان و هر مکان ظاهر شود. به عنوان مثال، اگر تا به حال مورد آزار و اذیت قرار گرفته اید، صرفاً دیدن نام شکنجه گر خود ممکن است باعث ایجاد احساس پریشانی شود. به طور بالقوه فقط خواندن جمله قبلی ممکن است برای برانگیختن احساس ناراحتی کافی باشد – حتی اگر همه چیزهایی که دیدید فقط خط‌نوشته‌های سیاه روی پس‌زمینه سفید بود. قدرت زبان و شناخت انسان چنین است.

مواد روان‌گردان ما را قادر می‌سازند از محدودیت‌های شیاردار عصب‌بیولوژیکی زبان فراتر برویم و در نتیجه الگوهای رفتاری تثبیت‌شده قدیمی را بشکنیم، تا حدی با تضعیف مهار ذهنی الگوهای شناختی خودگویانه‌مان و به خوبی تمرین‌شده‌مان. در نتیجه، ما به طور بالقوه می‌توانیم جایگزین‌های سالم برای مبارزات مادام‌العمر را در عرض چند ساعت ببینیم، و اساساً به‌عنوان انسان‌هایی که با انعطاف‌پذیری بیشتر زندگی سازگار هستند، دوباره تعریف کنیم. اگرچه ممکن است چنین تجربیات تحول‌آفرینی با استفاده از روش‌های روانی-اجتماعی به تنهایی انجام شود، اما انجام این کار در زمانی که حمایت روان‌شناختی سالم در دسترس باشد، تا حدودی از دست می‌رود. چنین تجارب دگرگونی در مورد روانگردان ها رایج است و با دقت انجام می شود، حمایت و راهنمایی مورد نیاز می تواند وجود داشته باشد. این به این معنا نیست که من رویکرد بی‌معنایی «تنظیم، روشن، رها کردن» را که در دهه ۱۹۷۰ انجام شد، ترویج می‌کنم. من به اندازه کافی بزرگ هستم که بدانم آن قطار چه حادثه ای بود. در تابستان عشق روی تپه‌ی هیپی در پارک گلدن گیت نشستم و در طول یک یا دو سال دیدم که چه شد. لطفا یک بار کافی بود در عوض، من برای استفاده در زمینه تحقیقات دقیق، مبتنی بر تجربی و مراقبت های روانی اجتماعی متفکرانه استدلال می کنم.

در حال حاضر، درمان با کمک روانگردان فقط در آزمایشات بالینی در دسترس است و در بیشتر مناطق جهان خارج از چنین ساختارهایی قانونی نیست. با توجه به اینکه چگونه سایر اشکال داروها در درمان تقریباً انواع بیماری های روانی استفاده می شوند – اغلب با عوارض جانبی طولانی مدت طولانی، حتی پس از توقف درمان – توجیه این اختلاف دشوار است. و در حالی که درست است که ما با بحران پزشکی بیش از حد مواجه هستیم، استفاده از روانگردان برای تولید تجربیات یادگیری مدلی کاملا متفاوت است. به جای مصرف مکرر داروهای روانگردان بدون نظارت قابل توجه – همانطور که بیشتر در مورد داروهای معمولی اتفاق می افتد – می توان داروهای روانگردان را در یک یا دو جلسه با یک درمانگر تجویز کرد که بیمار را آماده می کند و به او کمک می کند تا تجربه را پس از آن یکپارچه کند. اگر به درستی انجام شود، تحقیقات نشان می‌دهد که احتمال اینکه منجر به عوارض جانبی مضر شود، بسیار کم است و باعث ایجاد تنظیمات خطرناک و دائمی در سیستم‌های بیولوژیکی اولیه نمی‌شود که با استفاده از داروهای روان‌گردان معمولی بسیار رایج هستند. من شخصاً این را بسیار اطمینان بخش می دانم که به نظر می رسد داروهای روانگردان تا حدی از طریق تغییرات روانشناختی که با بهترین روش های روانی اجتماعی معتبر ما به اشتراک گذاشته می شود کار می کنند – داستانی که در یک پست آینده خواهم گفت.

مسلماً تحقیقات پشت درمان با کمک روانگردان هنوز در مراحل اولیه خود است (بیشتر به این دلیل که برای چندین دهه به طور ناعادلانه از آن اجتناب می شد). اما اکنون فرصتی برای انجام درست آن داریم. حتی بیشتر از آن، ما این مسئولیت را داریم، زیرا مردم به راه حل های بهتری نسبت به آنچه که سیستم پزشکی کنونی ما ارائه می دهد، نیاز دارند. تحقیقات اولیه بهبودهایی را در طیف گسترده ای از بیماری های روانی و جسمی نشان می دهد: از اضطراب، افسردگی، تروما، درد مزمن، یا سردردهای خوشه ای. مزایای بالقوه بسیار زیاد است. برای دسترسی به آنها و دانستن اینکه کدام یک را می توان به طور قابل اعتماد به دست آورد، باید تابوهای قدیمی را کنار بگذاریم و تحقیقات دقیق و گام به گام را تشویق کنیم. بالاخره یک فرصت دیگر داریم. بیایید هماهنگ کنیم؛ روشن کن؛ آن را بفهم