سگ ها، غذا، و روابط قدرت انسان و سگ


عکس از Chewy در Unsplash

منبع: عکس Chewy در Unsplash

مسلماً غذا اساس کل رابطه تکاملی ما با سگ ها است. در ابتدا، سگ ها و انسان ها برای یکدیگر به معنای دسترسی به غذای بیشتر و بهتر از آنچه هر گونه به تنهایی ممکن بود داشته باشد، بود. ما شریک بودیم، همکار.

اکنون، الگوهای دریافت غذا حداقل برای سگ‌های خانگی به طرز چشمگیری تغییر کرده است و همه چیز بسیار یک طرفه شده است: ما معمولاً همه غذا را کنترل می‌کنیم. سگ های ما آنچه را که ما می گوییم، زمانی که می گوییم، به چه شیوه ای که می گوییم و با چه قوانینی تعیین می کنیم، می خورند. ما از هرگونه تلاشی که ممکن است برای تهیه غذا برای خود انجام دهند، جلوگیری می کنیم. در واقع، یکی از اقدامات کلیدی نافرمانی سگ ها «دزدیدن» غذایی است که برای آنها در نظر گرفته نشده است یا هنوز توسط ما توزیع نشده است. ما همچنین از غذا به عنوان مکانیزمی برای کنترل سگ‌هایمان استفاده می‌کنیم، «پاداش‌های» غذا را به بخش کلیدی آموزش تبدیل می‌کنیم و حتی، همانطور که برخی مربیان توصیه می‌کنند، اطمینان حاصل کنیم که قبل از آموزش غذا را متوقف می‌کنیم تا انگیزه سگ برای رعایت آن قوی باشد.

مطالب زیادی در مورد اینکه به سگ هایمان چه غذا بدهیم و اینکه آیا رژیم های غذایی خاصی از نظر تغذیه ای یا اخلاقی نسبت به سایرین برتری دارند، نوشته شده است. این بحث مهم است – اما شاید با تمرکز فقط بر محتوای غذایی که عرضه می کنیم، سؤالات اخلاقی اساسی تری را نادیده بگیریم:

  • آیا این اخلاقی است که ما به طور یکجانبه دسترسی به یک نیاز اساسی بقا را به عنوان راهی برای حفظ کنترل بر حرکت و رفتار موجود دیگر کنترل کنیم؟
  • وابستگی کامل به دیگری برای بقا، با سلامت روانی یک حیوان باهوش و بسیار توانا چه می کند؟ اینکه از شغل اساسی تأمین خود و خانواده خود محروم شوید؟
  • از آنجایی که غذا یک نیاز ضروری است، آیا استفاده از غذا به عنوان پاداش اخلاقی است؟ آیا غذا نه به عنوان هویج بلکه به عنوان چوب در روابط ما با سگ ها عمل می کند؟

من در مورد عدم تقارن قدرت بین انسان و سگ و روش‌های مختلف اعمال قدرت ما انسان‌ها بر سگ‌هایی که به عنوان حیوان خانگی نگهداری می‌کنیم، بسیار فکر کرده‌ام. تا همین اواخر، من واقعاً در مورد غذا به عنوان روشی برای اعمال کنترل توسط انسان فکر نمی کردم. در عوض، غذا دادن به سگ‌ها را صرفاً نوعی عشق و مراقبت می‌دانستم، که مطمئناً همینطور است.

اما غذا نیز کمی پیچیده تر از این است. و من شروع کردم به تعجب در مورد غذا و نقش آن در روابط قدرت انسان و سگ.

دسترسی به غذا

یک نقطه تصمیم برای نگهبانان سگ این است که چگونه دسترسی به غذا را به شدت کنترل کنند. تصمیم‌گیری در مورد یا نگرش نسبت به دسترسی به غذا در مذاکرات ما در طول پیاده‌روی، غذا، و جلسات آموزشی می‌چرخد.

برای مثال، هر یک از ما باید تصمیم بگیریم که آیا وقتی سگ‌هایمان را بیرون از دیوار خانه‌مان می‌بریم، اجازه دهیم برای خودشان غذا بجوند یا خیر. تقریباً مطمئن است که سگ‌های ما سعی می‌کنند غذا تهیه کنند، برای خوردن مدفوع غاز توقف کنند، پاهای آهو را بجوند، یا مقداری زباله‌هایی را که از شیشه ماشین بیرون انداخته شده یا در پیک‌نیک رها شده‌اند، بخورند. چقدر برای جلوگیری از این کار تلاش می کنیم؟ و شاید مهمتر از آن، چرا ما اینقدر اهمیت می دهیم؟

پاسخ های خود من، وقتی صحبت از سگم بلا می شود، پیچیده است. من یک نگرانی غیرمنطقی دارم (که توسط رویدادهای واقعی که در اخبار گزارش شده است) مبنی بر اینکه برخی از سگ‌ها که از سگ‌ها متنفر هستند، کوفته‌های مسموم را در پارکی که سگ‌ها در آن رفت و آمد می‌کنند، کاشته باشد. من نگران هستم که بلا وقتی برای جویدن استخوان فک آهو متوقف می شود، دندانی بشکند یا تکه استخوانی تیز را ببلعد یا مانند سگ دوستم پیزلی، از خوردن لاشه پوسیده انگل بگیرد. من کاملاً از این ایده (خوب… واقعیت) از مصرف مدفوع بلا در بوته ها یا پشت درخت در کنار یکی از مسیرهای محلی ما بیزارم. از سوی دیگر، من تمایلات خود را برای پرورش هلیکوپتر کاهش می دهم زیرا برای آزادی او و لذتی که از یافتن تنقلات خود به دست می آورد ارزش قائل هستم.

غذای چه کسی؟

تلاش سگ ها برای به دست آوردن منابع غذایی “انسانی” در داخل خانه توسط ما با زبانی بسیار اخلاقی برچسب زده می شود: سگ ها غذای ما را می دزدند. آنها یواشکی پشت سر ما می گردند و سعی می کنند چیزی را که مال آنها نیست، ببرند. آنها خرخر می کنند و التماس می کنند که کمکی به آنها بدهند. این تخطی از قوانین انسانی جرایم قابل مجازات است. با توجه به اینکه ما معمولاً کنترل می‌کنیم که آیا سگ‌هایمان غذا می‌خورند یا نه و از دسترسی آنها برای تهیه غذای خود محروم می‌شویم، به نظر می‌رسد که برچسب شیطنت‌آمیز بودن به رفتارهای جستجوی غذای آن‌ها بسیار ناعادلانه است.

چرا باید به شدت از غذای “مان” در برابر سگ هایمان محافظت کنیم؟ برای من عجیب است که تمام غذای «انسانی» خانه‌ام را به عنوان مال خودم علامت‌گذاری می‌کنم و از آن محافظت می‌کنم و هرگز با بلا شریک نمی‌شوم، و اینکه او فقط به خوردن غذای «سگ» تنزل داده می‌شود. غذای سگ و غذای انسان، در بیشتر تاریخ تکامل ما، منابع همپوشانی داشته اند.

بنابراین، چرا به اشتراک نگذاریم، هر چند با توجه به خط کمر سگمان؟ چرا آشپزخانه و ناهارخوری را نیز مکان هایی قرار ندهیم که سگ های ما در آنجا از آنها استقبال کنند و بتوانیم با هم غذا بخوریم؟ سگ‌ها ممکن است از طعم غذاهای متنوع فراتر از آنچه در کاسه‌هایشان می‌گذاریم لذت ببرند (البته تا زمانی که غذا برای سگ‌ها بی‌خطر باشد. فهرستی از غذاهای خطرناک برای سگ‌ها را اینجا ببینید).

غذا و آموزش

غذا یکی از بهترین تقویت کننده های رفتار است و برای بسیاری از سگ ها قوی ترین تقویت کننده است. اما استفاده از غذا به عنوان پاداش در طول تمرین از نظر اخلاقی پیچیده است. دسترسی به غذا با رفاه روانی مرتبط است. کمبود غذا یا ناامنی باعث ایجاد اضطراب می شود.

سگ ها در حال حاضر به احتمال زیاد اضطراب پس زمینه مرتبط با غذا را تجربه می کنند. وقتی از غذا به عنوان جایزه استفاده می شود، ناامنی سگ را بازی می کنیم. بسیاری از کتاب‌های آموزشی پیشنهاد می‌کنند زمانی که سگ شما بسیار گرسنه است، آموزش دهید، زیرا آنها انگیزه خاصی برای رعایت این قوانین خواهند داشت. آیا این امر اخلاقی است که از غذا برای افزایش پاداش خودداری کنید؟ ما می‌توانیم سؤالات مشابهی درباره پاداش‌های دیگری بپرسیم که ممکن است از سگ‌ها دریغ کنیم تا زمانی که آنها از دستوری پیروی کنند یا رفتاری را انجام دهند که ما می‌خواهیم آن را تقویت کنیم. اگر محبت دریغ شود چه؟ بازی؟

یکی دیگر از مشکلات کاملاً متفاوت با تقویت کننده های غذایی این است که بسیاری از سگ ها، اگرچه از نظر غذایی ناامن هستند زیرا نمی توانند برای خود به غذا دسترسی پیدا کنند، با این وجود از زیاده روی در رنج هستند. چگونه بین استفاده از غذا به عنوان انگیزه و حفظ وزن سالم سگ، به خصوص سگ مسن‌تر که نیاز به آموزش زیاد اما با محدودیت‌هایی در ورزش بدنی دارد، تعادل برقرار می‌کنید؟

افکار بسته

نقطه اتکای نگهداری از سگ مدرن، کنترل کامل انسان بر منابع غذایی است. ممکن است به خود بگوییم که با ارائه غذای ثابت و باکیفیت به سگ ها لطف می کنیم. آنها لازم نیست نگران گرسنه ماندن باشند و مجبور نیستند پنجه خود را بلند کنند. اما شایان توجه است که سگ ها در این انتقال به اسارت شدید غذایی چه چیزهایی را از دست داده اند و کنترل یکجانبه انسان بر دسترسی به منابع غذایی چه تاثیری بر روابط انسان و سگ دارد.