چرا ما برای از دست دادن پدر تلویزیون، باب ساجت سوگواری می کنیم؟


باب ساجت یکی از بهترین پدران تلویزیون بود. او مانند جیمز اوری، جان ریتر، آلن تیک و تام باسلی خانواده تلویزیونی خود را بزرگ کرد. او چهره در حال تغییر سنت “پدری که می شناسم” را به تصویر می کشد و خانواده را با عشق، شوخ طبعی و گرما القا می کند. ایراداتش در کمدهای نشستن هرچه که باشد، عشق او به خانواده اش ثابت و بی قید و شرط بوده است. او پدر کاملی بود که همه آرزو داریم پدرانمان داشته باشند. دلمون براش تنگ میشه

تعداد کمی از ما والدین کامل و فهمیده ای را داریم که در کمدی های کمدی می بینیم. آنها درس های زندگی را در قوس های داستانی ۳۰ دقیقه ای آموزش دادند و هر نمایش را با حرف درست به پایان رساندند. (در یکی از روزهای خوب قدیمی، هاوارد کانینگهام پس از باخت در یک بازی بسکتبال، واقعاً به ریچی یک نجات غریق هدیه داد.) این والدین ممکن است شخصیت‌های خیالی تلویزیون باشند، اما پیوند ما با آنها واقعی بود. ما می توانیم با آنها همذات پنداری کنیم، از آنها یاد بگیریم، آنها را دوست داشته باشیم و آنها را به عنوان والدین و دوستان جانشین ببینیم (هافنر و بوکانان، ۲۰۰۵).

آندری سیوتدینوف / گتی ایماژ

منبع: Andrey Sayfutdinov / Getty Images

پیوندهای همسایه با جامعه سرگرمی و معنا می بخشد

ارتباط عاطفی ما با باب ساجت و دیگر پدران تلویزیون همان چیزی است که روانشناسان هورتون و وول (۱۹۵۶) آن را رابطه انگلی می نامند – یک رابطه روانشناختی یک طرفه که بیننده نسبت به یک شخصیت مشهور یا رسانه ای احساس می کند. این بیشتر از یک طرفدار است. این یک سرمایه گذاری احساسی است، زیرا بیننده شخصیت را به عنوان یک دوست تجربه می کند. روابط فرااجتماعی عجیب یا دیوانه کننده نیستند. آنها می توانند با برآوردن نیازهایی مانند ارتباط اجتماعی، افزایش عزت نفس و بهبود خلق و خوی نقش های رابطه ای و اغلب مفید را ایفا کنند. مردم می توانند بدانند که این شخصیت تخیلی است و رابطه انگلی یک طرفه است و هنوز یک ارتباط عاطفی معنادار، لذت بخش و باارزش دارد.

از دست دادن همسایگی برای جامعه نیز صدمه می زند

مرگ یک سلبریتی، پایان یک سریال، لغو یک نمایش و حتی تکمیل یک مجموعه کتاب می تواند حس از دست دادن را برانگیزد. مثل جدا شدن در زندگی واقعی است. از دست دادن یک رابطه انگلی بسیار شبیه از دست دادن یک رابطه واقعی است و می تواند خشم، ناامیدی و ناراحتی ایجاد کند. از آنجایی که روابط انگلی یک حس واقعی ارتباط ایجاد می کند، پاسخ به از دست دادن یکی به همان اندازه واقعی است (کوهن و هافنر، ۲۰۱۶). فضایی که از دست دادن می گذارد واقعی است. احساس از دست دادن همچنین ممکن است زمانی رخ دهد که یک سلبریتی با رفتار “خارج از شخصیت” رابطه را نقض کند، مانند اخیراً بیل کازبی یا جان مولانی.

انسان ها حیواناتی اجتماعی هستند که میل به وابستگی و عشق دارند. این والدین تلویزیون نمونه کاملی از این دلبستگی هستند. روابط فرااجتماعی با علاقه یا علاقه به یک شخصیت شروع می شود و هر چه تعامل انگلی بیشتر باشد، اهمیت یا اهمیت آن رابطه بیشتر می شود (روبین و مک هیو، ۱۹۸۷).

پیوندهای همسایه با جامعه و طرفداران متفاوت است

ارتباطات طرفداران و دو کودک اغلب با هم همپوشانی دارند زیرا طرفداران اغلب با تماس انگلی مواجه می شوند. با این حال، پایگاه هواداران به معنای تجربه اجتماعی و هویت اجتماعی گسترده از طریق مشارکت در یک گروه است. در مقابل، روابط شبه اجتماعی نشان دهنده درک صمیمیت با یک شخصیت یا افراد مشهور است، حتی اگر متقابل نباشد یا شخصیت داستانی باشد. با وجود این، روابط نیمه اجتماعی تقریباً سودمند هستند. آنها می توانند از تعریف ترکیب و افزایش عزت نفس حمایت کنند. به ویژه در دوران انزوای اجتماعی، مانند کووید، روابط انگلی نیاز به پیوند و تعلق ضروری برای رفاه انسان را پر کرده است. برنامه هایی مانند Friends، Office و Cheers به ​​دلایلی محبوب ترین دانلودها بودند. آنها واقعاً احساس دوستی می کنند.

روابط همسایگی با جامعه فوایدی دارد

مثل همیشه، تعادل کلید همه چیز است. بیشتر روابط مزاحم کاملا سالم هستند و معنا می بخشند. اگر کسی متوجه شد که با وسواس با از دست دادن یک رابطه انگلی دست و پنجه نرم می کند تا جایی که در زندگی روزمره اختلال ایجاد می کند، وقت آن است که به دنبال کمک حرفه ای باشید. با این حال، برای اکثر مردم، رابطه انگلی با افزایش لذت فوری از تماشا و حس بلندمدت معنی، به لذت سرگرمی رسانه‌ای می‌افزاید (روزائن و دیبل، ۲۰۱۷).